روایت تازه از روزهای نبودن تو
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 14:00
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «روزهای نبودن تو» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بابایی نیستی و هستی... دلمون خیلی...
جزئیات تازه از دلم می خواد بیام
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 14:00
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «دلم می خواد بیام» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اما...
جزئیات تازه از ای کاش بودی و می آمدی
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 14:00
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «ای کاش بودی و می آمدی» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید...
عید غدیر سوم هم رفت
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 15:00
سلامعید غدیر 96 گهرو بودیماومدیم سرخاکاومدیم اونجاازت خداحافظی گرفتمگفتم بابا می خوام برم کربلا!!!ندیدمت ، اما صدات رو شنیدم که با یه افتخار خاصی گفتی : منم میام!!همین برام کافی بود که مطمئن شم که حتما میرم!آخه پارسال هم می خواستیم بریم اما نشد، اما امسال خداروشکر همراه با مامان گلم و معینا و عشق مه...
هنوز هم دلتنگتیم
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 20:51
سلامهفته ی گذشته بدجور دلم هواتو کرده بود.... اومدم سر خاکبرف همه ی حسینیه رو پوشونده بودحست نکردم...خبری نبود...مثل قبلا که حس و حالم پر می کشید...نبودنمی دونم چراهمه چیز خوب بود ، حسینیه حال و هوای همیشگی رو داشت اما من من نبودم.این چند وقت خیلی زندگیم آشوب بود... قلبم و روحم و تموم وجودم قلیان شد
اون قدر که باید و شاید جواب لبخندت رو ندادیم...
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:20
غدیر روزی است که خداوند هر حاجتی را چه دنیوی و چه اخروی برآورده می سازد. اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانندمثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان پدر وبلاگ جدید بابایی بعد از خرابی بلاگفا / خواستم دوباره نسازم / اما دلم نیومد
روزهای نبودن تو
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:19
سلام بابای گلم بابایی نیستی و هستی... دلمون خیلی گرفته..دلمون...دلم نگاه پرمهرت رو می خواد...سربه سرهای مهربونت و شوخی کردن های به جات رو... بابایی نبودی... دخترت بعد از تو با گریه به خونه بخت رفت...بزرگایی که ما ها رو به اونا سپرده بودی ... شونه خالی کردن و در حقمون پدری نکردن تا تو بودی به خاطر تو...
ای کاش بودی و می آمدی
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:17
سلام الان خبر از تغییرات بزرگ دارم ای کاش بودی و همراه مامان می اومدی اینجا ای کاش الان سه سال پیش بود ای کاش زندگی تو این شهر هم تجربه می کردی و همون موقع که اینقدر اصرار کردیم راضی می شدی... از وجودت محرومیم و این روزها همه اش به یادت هستیم که ای کاش بودی و می آمدی.. اون روز معینا دعای قبل از خواب...
از نبودنت میگم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:16
سلام ، تغییرات بزرگتر هم اومد..مامان از خونه ای که ایام مریضی ات رو سپری می کردی ، اومد بیروناز ده تیر ماه مامان اومده نزدیک ما!ویک جابه جایی بزرگ و اما موقت!جون مامان همش می گه یک سال می مونم امتحانی!توکل بر خدامعینا لوزه هاش رو عمل کرد... توی بیمارستان کنار تخت معینا یه لحظه خوابم برد، دیدمت توی ی...
سلام
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:15
سلامنمی دونم چرا اینقدر اتفاقات عجیب اطرافمون میافتهپسر دایی ستار هم رو سیزده شهریور بعد از بیست ودو روز توی کما بودن، به رحمت خدا رفت..دیروز حسینیه هفته اش بودیعنی همزمان با چهلم مهدی...فکر نمی کردم مرگ جوون اینقدر راحت باشهدنیا دو روزه ، یه روزش به دل بستن و یه روزش به دل کندن...بدنامی حیات دو روز...
عید غدیر دوم بعد از رفتنت
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:13
ایام دارن به سرعت باد می گذرنعید غدیر دومسال گذشته عید قربان (یه هفته جلوتر ) برات سال گرفتیمو الان پایان سال دوم و شروع سال سوم نزدیک می شه....و روز تصادفت ، بیست و هشتم شهریور که یه روز قبل از روز عید فطر بود...و همینطور سن من...داره بالا می ره.. همراه با تجربه های تلخ و شیرین